16 ماهگی 28 فروردین 93
امروز هم با همدیگه رفتیم پارک چمران جشنواره لاله،پارسالم آورده بودیمت اینجا اما گفتیم شاید امسال بشه عکسای خوشگلتری ازت بگیریم مامان جون.
آخه پارسال نمیتونستی خوب بیاستی
اما امسالم راه افتاده بودی و یک جا بند نمیشدی،هی میخواستی بدوبدو کنی

اینا هم عکسا:




داشتیم ازت عکس میگرفتیم که سر وکله این دختر کوچولو هم سن خودت پیدا شد ولی خیلی اخموووو بود



اینجا هم مامانی بهت گفتم بشین ،حالا هر جا میرفتیم میخواستی بشینی جیگرم







اینجا دیگه خسته شده بودی و اصلا نمی ایستادی
اینجا هم پات گیر کر به این سنگها و داری میگییی اوهه اووووو ه ه ه

بهت میگیم اخم کن :

وقتی هم که میخوای عکس بگیری بهت میگیم خودتو لوس کن دندوناتو نشون میدی و ژست خنده میگیری:
عاشقتم جوجوووووو

اینجا هم با بابا دارین به اردکها بیسکوییت مادر آترین رو میدین ،اونم کوک کوک میکنه و تو حال میکنی ومیخندی

اینم کالسکه آترین ،تا الان به سختی توش میشستی و خیلی دوم نمیاوردی،اما تازگی ها عاشقشی ،دوست داری یه بند اون تو باشی





عاشق این عکستونم 

اینم آخرشه ،که بقول خودت تاب تاب عب....... کردی،خیلی دوست داری 



اینم آخر ماجرا لالا کردی،تو ماشین لالا کردی و اومدیم خونه ولو شدی



16 ماهگی 28 فروردین 93 
